{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Burn Out
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرسودگی شغلی
۲
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
فرسوده شدن، خسته شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خستگی مفرط
۰
۰
[bbCompoundVerbs]
[... عمومی ...]
از پا افتادن، بی رمق شدن، سوختن (لامپ)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خستگی یا فرسودگی روحی
معنی Burn Out, معنی Bعقئ Oعف, معنی Burn Out, معنی اصطلاح Burn Out, معادل Burn Out, Burn Out چی میشه؟, Burn Out یعنی چی؟, Burn Out synonym, Burn Out definition,
معنی depressed
,
ترجمه depressed
به فارسی,
معنی نسبت سيگنال به نويز پيشين
,
ترجمه نسبت سيگنال به نويز پيشين
به فارسی,
معنی Pseudocode
,
معنی به، امد وشد زیاد، خطور، مراجعه مکرر، محل اجتماع , تبه کاران، امیزش، دوستی، روحی که زیاد بمحلی امد , زیاد رفت وامد کردن در، دیدارمکررکردن، پیوسته امدن , وشدکند، تردد کردن، پاتوق
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی